|
سلام.
قرار بود از تفاوت بگم. بیاین واسه تفاوت دو جنبه در نظر بگیریم. مثبت و منفی. در کل تفاوت یعنی "تر" بودن. بهتر بودن، بزرگ تر بودن، کوچکتر بودن، بد تر بودن و .... و اما تفاوت مثبت. من تفاوت هایی که جنبه ی مثبتی دارن ، مثل بهتر بودن، تیزهوش تر بودن، فعال تر بودن، مهربان تر بودن، عزیز تر بودن، بزرگ تر بودن، عالم تر بودن، مشهور تر بودن و.... رو مثبت درنظر می گیرم. البته می دونم تعریف کاملی نیست... اما خب. بپذیرین. به شکل یه تعریف کلی، یه جور دیدگاه، فقط همین اندازه که وقتی می گم تفاوت مثبت یه ذهنیت از اون داشته باشین. و تفاوت منفی. واضحه. تفاوت هایی که جنبه ی منفی دارن. خسیس تر بودن، بیمار تر بودن، خنگ تر بودن، بدتر بودن، زشت تر بودن و .... خب... می شه این طور برداشت کرد که اکثر تفاوت های مثبت عکس العمل هایی چون تحسین یا حسادت یا... رودر بر دارن و تفاوت های منفی عکس العمل هایی چون تنفر، ترحم، تمسخر و .... انسان ها عنایت طلبن. بذارین قضیه رو این طوری باز کنم. ما انسان ها می خوایم از بقیه (با در نظر گرفتن علامت) متفاوت تر باشیم. یعنی از تفاوت های منفی بی زاریم و به دنبال تفاوت مثبتیم. اگه تفاوتی منفی داشته باشیم می خوایم کم بشه و اگه تفاوت مثبتی داشته باشیم می خوایم بیشتر بشه. وقتی یکی ایدز می گیره و مطمئنه که خوب نمی شه پس برای کم کردن اون تفاوت سعی می کنه دیگران رو به اون مبتلا کنه. چیزی که شاید زیاد شنیدین. دردی که همگانی باشه تحملش ساده تره، چون فقط یه درده، نه یه تفاوت منفی. و همه ی ما هم از مطرح بودن و مشهور بودن لذت می بریم، چون این امر، تفاوتِ ما رو به ظهور می رسونه. دوباره تکرار می کنم: اگه تفاوتی منفی داشته باشیم می خوایم کم بشه و اگه تفاوت مثبتی داشته باشیم می خوایم بیشتر بشه. پس می شه توجه دیگران رو هم در همین قالب دسته بندی کرد. توجهات مثبت و منفی. شاید بشه همون تمسخر و ترحم و تنفر رو نوعی توجه منفی تلقی کرد و حسادت و تحسین و ... رو توجه مثبت. و اما ما انسان ها طالب توجهات مثبت افراد و در هراس از توجهات منفی دیگران هستیم. پس تازه بعد از یه ساعت به این نتیجه می رسیم که عنایت طلبی از نیازهای انسانه. البته با دونستن تعریف کاملی از عنایت طلبی. و باید حواسمون جمع باشه تا به موقع ارضا بشه. ترقی و پیشرفت رو می شه به همین نیاز نسبت داد و در برخی موارد درست برعکس.... مثلا همین ارضای این نیاز در جهات و دیدگاه های گوناگون باعث تعریف زشتی هایی شده. از قبیل ریا در مسایل دینی، دست زدن به هر کاری برای جلب توجه در روابط اجتماعی، دروغ گفتن به خود و سعی در جلوه دادن اوضاع به نحو دیگه در مسایل درونی و .... مهم اینه که بدونیم برای ارضای این نیاز به چه کاری دست می زنیم. فلا باد. |
|
+ يادداشت شده در
ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
چه سرنوشت خوبی
وقتی خود خدا هم، برای خوشبختیمون پا در میونی کرده! |
|
+ يادداشت شده در
ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
سلام. امروز می خوام در مورد یکی از صفات بشر، عنایت طلبی و یه سری مطالب مربوط به اون توضیح بدم. فکر می کنم بهتر باشه از نیاز شروع کنم. ببنین. ما انسان ها در زندگی روزمره مون به دنبال رفع نیازهامون هستیم. و هیچ کدوم از فعالیت های ما خارج از این محدوده نیست. حتا کسی که فداکاری می کنه، ایثار، حتا کسی که به جنگ می ره و شهید می شه، یا حتا یه دزد یا یه قاتل و همه و همه. همه داریم واسه رفع نیازمون تلاش می کنیم. و اما جامعه بستر رفع نیازهای ماست. ما در جامعه زندگی می کنیم تا نیازهامون رو برطرف کنیم. و زندگی درست یعنی که هر نیازی رو کی و کجا ارضا کردن.(که فکر کنم قبلا گفتم که دین یعنی چگونه درست زندگی کنیم.) مثال می زنم تا واضح تر قضیه روشن بشه. انسان ها نیاز به ارضای جنسی دارن، اما هیچ کس نمی پسنده که ما هرکجا و هر زمان اون رو ارضا کنیم. انسان ها نیاز به ثروت دارن و ذاتا تشنه ی اون هستن. اما باز هم دزدی و غارت رو هیچ کس نمی پسنده. اینا رو گفتم تا روشن کنم که نیاز های ماها باید در جای خودش ارضا بشه... چون همون طور که می دونین حکمت خدا برای ثبوت این که نیازهای انسان باید ارضا بشن و بی هدف نبودن کافیه. برای مثال نیاز انسان ها به زیبایی. گاهی برخی همین رو (بنا برحکمت خدا) دلیلی بر القای فرهنگ برهنگی می دونن. خب... اشتباهشون اینه که انتظار دارن واسه این یکی نیاز تبصره ای باشه که اجازه بده اون رو در هر جایی ارضا کنیم. بهتره خیلی از بحث منحرف نشم. پس گفتم که نیازهای ما باید در جامعه رفع بشن. و عنایت طلبی از نیازهای انسانه. عنایت طلبی، یا همون نیاز به توجه دیگران، در انسان به شکل های مختلفی نمود پیدا می کنه. از اون جایی که منشاء توجه تفاوته ، و به خاطر رفتار دوگانه ی انسان در مورد اون بهتر می دونم از تفاوت شروع کنم. پس ان شاالله مطلب بعدیم در این رابطه خواهد بود. فعلاباد. |
|
+ يادداشت شده در
ساعت 2:7 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
سلام.
امروز به آیه ی جالبی برخوردم: یا ایها الذین امنو و لاتقربوا الصوه و انتم سکاری حتی تعلموا ماتقولون.... (سوره ی نساء، آیه ی 43) ای کسانی که ایمان آوردید در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید آنچه را می گویید... کافیه یه نگاه به دور و برمون بندازیم. فقط....فقط... فقط نگاه کنین چند نفر اطرافتون هستن که اصلا معنی اونچه می خونن رو درک نمی کنن. چه برسه که بخوان بهش توجه هم داشته باشن.... اونا دارن یه چیزی رو طوطی وار می گن... اصلا نمی دونن چی می گن. چه برسه که بخوان منظورشون اون چیزی که می گن باشه. تنها برداشتی که می تونم داشته باشم اینه که تو این دور و زمون .... یا ایها الذین امنو، انتم سکاری. فعلا باد. |
|
+ يادداشت شده در
ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
بوته.
خدا مجسمه ی آدم را ساخته بود... همه چیز آماده بود. ملائک به صف ایستاده بودند. همه مطمئن بودند که این دیگر آخر کار است. اما... اما خدا گفت دست نگه دارید. هنوز یک قسمت مانده است. پس بذر محبتی(*) کاشت، آن را با صداقت آبیاری کرد. خورشید ایثار بر آن تابید، در شب های خنک و مرطوب دشت زندگی، شبنم اعتماد بر آن نشست و روزها گذشت وگذشت. و آن بذر میوه داد... و خدا نام آن را عشق گذاشت. عشق. و آن را در وجود آدم قرار داد. در بطن آدم. و دوباره همه آماده شدند. فرشته ها به صف ایستادند. مجسمه را آوردند. اما... اما خدا باز گفت دست نگه دارید. آدم مختار است، پس باید انتخاب کند، و برای انتخاب دو گزینه لازم است، نه یکی. و خدا بذری از شهوت را کاشت، با پساب جهل آبش داد و در شب های سخت و بارانی، تاریک و ظلمانی کویر وسوسه، با شیطان تنهایش گذاشت. و روزها گذشت و گذشت. و آن بذر میوه داد. و شیطان نام آن را هوس نهاد. هوس. و خدا سبد آدم را از هردو میوه پرکرد، چون آدم مختار است، باید انتخاب کند. همه چیز آماده بود. پس فرشتگان به صف شدند و مجسمه را آوردند و... دم مسیحایی خدا آدم را به بوته ای فرستاد. و آدم انتخاب کرد. آدم عشق را برگزید. و خدا گفت: اسجدوا لادم. |
|
+ يادداشت شده در
ساعت 12:42 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
سلام.
امروز خدا بهم جواب داد... نمی دونم چی شد... اصلا یهویی.. همین جوری رفتم قرآن رو برداشتم و شروع به خوندنش کردم. به این آیه رسیدم: لیس علیک هدیهم ولکن الله یهدی من یشاء...... و ما تنفقوا من خیر یوف الیکم و انتم لاتظلمون(آیه ی 272 بقره) که یعنی: هدایت خلق وظیفه ی تو نیست، که خدا هرکه را خواهد هدایت می کند..... و هر نیکی کنید خداوند به شما پاداش کامل می دهد، و به شما ستم نخواهد شد. نمی دونم، شاید باید کمی بترسم... شاید. اما خب. و انتم لاتظلمون، این که ستم نمی کنه خودش آخر همه چیزه. نقطه ی پایان. خداجون، مثل همیشه بازم هرچی تو بگی.... هر چی تو بگی.... افوذ امری الی الله(*). نقطه... سرخط. ___________________________________ *.کارم را به خدا واگذار می کنم.(شایدم همه چیزم رو) |
|
+ يادداشت شده در
ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو يادداشت ها |
| ياد نما داشت |
چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي
آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند |
| پيوندها |
|
دير نو مرثیه دير مغان، 500 متر ساربان ققنوس،مرغ خوشخوان... |
|
RSS
|